به گزارش «حیات»، فصل چهارم کتاب «برنامه راهبردی حکمرانیمحور» بنیاد شهید و امور ایثارگران به یکی از مهمترین بخشهای این برنامه اختصاص دارد؛ بخشی که مشخص میکند اهداف کلان بنیاد تا افق ۱۴۱۰، بر اساس چه سیاستهایی دنبال میشوند و از چه مسیرهای راهبردی به برنامه و اقدام اجرایی تبدیل خواهند شد.
در این فصل، ۱۵ سیاست حاکم بر اجرای برنامه در پنج حوزه اصلی تدوین شده است. این سیاستها، چارچوب مشترک تصمیمگیری، برنامهریزی، تخصیص منابع، اجرا و ارزیابی عملکرد در بنیاد و واحدهای تابعه و وابسته را تشکیل میدهند و قرار است همراستایی اقدامات سازمان با اهداف برنامه راهبردی را حفظ کنند.
۱۵ سیاست حاکم بر اجرای برنامه:
۱. سیاستهای حکمرانی، پاسخگویی و اطمینانبخشی
این دسته از سیاستها با هدف همراستا کردن تصمیمات و اقدامات بنیاد با مأموریتها، اهداف و الزامات حکمرانی مطلوب تدوین شدهاند. بر این اساس:
۱. تمامی تصمیمات، برنامهها، بودجهها، طرحها و سرمایهگذاریهای بنیاد باید با اهداف، راهبردها و اولویتهای برنامه راهبردی همسو باشند.
۲. تصمیمات و اقدامات مهم دارای آثار مالی، اجتماعی، فرهنگی یا سازمانی باید بر دادههای معتبر، تحلیل کارشناسی و ارزیابی آثار و پیامدهای احتمالی استوار باشند.
۳. در طراحی و اجرای برنامهها، پیشگیری از تعارض منافع، تقویت پاسخگویی، شفافیت، کنترلپذیری و قابلیت اطمینان فرایندها مورد توجه قرار گیرد.
۴. اقدامات اصلاحی و بازنگری برنامهها باید بر شناسایی و رفع علل ریشهای مسائل، ریسکها و انحرافات عملکردی متمرکز باشد و به اصلاح ظاهری پیامدها محدود نشود.
۲. سیاستهای جامعه ایثارگری و کیفیت خدمت
این سیاستها با هدف ارتقای کیفیت زندگی، حفظ کرامت انسانی، افزایش رضایتمندی و توسعه دسترسی عادلانه به خدمات تدوین شدهاند.بر این اساس:
۵. در تخصیص منابع، اعتبارات و ظرفیتهای اجرایی، برنامههایی در اولویت قرار میگیرند که اثر مستقیمتر و قابل سنجشتری بر کیفیت زندگی، رضایتمندی و کرامت جامعه ایثارگری داشته باشند.
۶. طراحی و بازطراحی خدمات باید با هدف تسهیل دسترسی، کاهش مراجعات غیرضروری، افزایش شفافیت، کاهش زمان دریافت خدمت و بهبود تجربه جامعه هدف انجام شود.
۳. سیاستهای پایداری مالی و مدیریت منابع
هدف این بخش، ایجاد تعادل میان پایداری منابع، بهرهوری اقتصادی و مأموریتهای اجتماعی بنیاد است.بر این اساس:
۷. ایجاد تعهدات، خدمات، طرحها و پروژههای جدید باید متناسب با ظرفیتهای مالی پایدار و با رعایت الزامات پایداری مالی بنیاد صورت گیرد.
۸. داراییها، شرکتها، مؤسسات و سایر ظرفیتهای اقتصادی بنیاد باید در جهت پشتیبانی از مأموریتهای بنیاد و ایجاد ارزش پایدار برای جامعه ایثارگری مدیریت شوند.
۹. در مصرف منابع و اجرای برنامهها، اصول بهرهوری، صرفهجویی، مسئولیتپذیری و توجه به آثار بلندمدت تصمیمات بر منافع عمومی و نسلهای آینده رعایت شود.
۴. سیاستهای تحول سازمانی و توانمندسازها
این گروه از سیاستها به توسعه ظرفیتهای سازمانی، سرمایه انسانی و زیرساختهای لازم برای تحقق برنامه اختصاص دارد.بر این اساس:
۱۰. ارزیابی عملکرد واحدها، مدیران و برنامهها باید بر نتایج حاصلشده، میزان تحقق اهداف، اثربخشی و ارزش ایجادشده برای جامعه هدف مبتنی باشد و صرف انجام فعالیت، معیار موفقیت تلقی نشود.
۱۱. توسعه سامانههای اطلاعاتی، اشتراکگذاری دادهها و یکپارچهسازی اطلاعات باید در خدمت تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و حکمرانی داده قرار گیرد.
۱۲. جذب، انتصاب، توسعه و بهکارگیری سرمایه انسانی باید بر مبنای شایستگی، صلاحیت حرفهای، عملکرد و توان ایفای نقش در تحقق اهداف بنیاد انجام شود.
۱۳. در برنامهریزی و اجرای مأموریتها، استفاده از ظرفیتهای مشارکتی و شبکهای کشور با هدف افزایش همافزایی، بهرهوری منابع و جلوگیری از ایجاد ظرفیتهای موازی و غیرضرور مورد توجه قرار گیرد.
۵. سیاستهای فرهنگ و ارزشهای محوری
این سیاستها با هدف تعمیق فرهنگ ایثار و شهادت، تقویت هویت ارزشی بنیاد و نهادینهسازی ارزشهای محوری در تصمیمات و اقدامات سازمان تدوین شدهاند.بر این اساس:
۱۴. برنامهها و اقدامات فرهنگی، رسانهای، اجتماعی و ارتباطی بنیاد باید در راستای ترویج و تعمیق فرهنگ ایثار و شهادت، تقویت سرمایه اجتماعی و تحکیم ارتباط بنیاد با جامعه طراحی و اجرا شوند.
۱۵. در تصمیمگیریها و برنامههای بنیاد، رعایت ارزشهای محوری، مسئولیتپذیری اجتماعی، توجه به منافع عمومی و آثار بلندمدت تصمیمات مورد توجه قرار گیرد.
راهبردهای کلان؛ حلقه اتصال اهداف به اجرا
بخش دیگری از فصل چهارم به راهبردهای کلان برنامه اختصاص دارد. این راهبردها،حلقه اتصال میان اهداف کلان سازمانی و برنامههای عملیاتی بنیاد محسوب میشوند و مشخص میکنند هر هدف از چه مسیرهایی باید محقق شود.راهبردهای برنامه با رویکردی حکمرانیمحور، مأموریتگرا، مسئلهمحور و قابل پایش تدوین شدهاند و سه کارکرد اصلی دارند:
۱. تبدیل اهداف کلان به مسیرهای مشخص و قابل تحقق؛
۲. ایجاد انسجام میان مأموریتهای قانونی، ظرفیتهای سازمانی و برنامههای اجرایی؛
۳. فراهمکردن مبنای طراحی برنامههای عملیاتی، شاخصهای عملکرد و نظام پاسخگویی.
چهار راهبرد برای استقرار حکمرانی یکپارچه
برای تحقق نخستین هدف کلان برنامه، یعنی «تحقق و نهادینهسازی نظام یکپارچه حکمرانی، پاسخگویی و اطمینانبخشی سازمانی»، چهار راهبرد اصلی تعیین شده است:
۱. یکپارچهسازی معماری حکمرانی و اطمینانبخشی سازمانی بر پایه تفکیک نقشها، استقلال حرفهای و پیشگیری از تعارض نقش؛
۲. ریسکمحور کردن کنترلهای داخلی و اطمینانبخشی مستقل نسبت به اثربخشی فرایندهای کلیدی و پرریسک در ستاد، استانها و سازمانهای تابعه و وابسته؛
۳. دادهمبنا کردن حکمرانی، پایش و اطمینانبخشی سازمانی با اتکا به یکپارچگی اطلاعات، کیفیت داده و گزارشدهی قابل اتکا؛
۴. شفافسازی و پاسخگو کردن چرخه تصمیمگیری، اجرا، پایش و اصلاح نتایج سازمانی.
این چهار راهبرد، چارچوب حرکت بنیاد برای ایجاد ساختاری روشنتر در مسئولیتها، افزایش قابلیت ردیابی تصمیمات، تقویت کنترلهای داخلی و مدیریت ریسک و ارتقای کیفیت نظام پاسخگویی و اطمینانبخشی را مشخص میکنند.
در مجموع، فصل چهارم برنامه راهبردی حکمرانیمحور، نقش «پل میان هدف و عمل» را ایفا میکند؛ به این معنا که اهداف کلان برنامه را ابتدا در قالب سیاستهای حاکم بر تصمیمگیری و سپس در قالب راهبردهای مشخص، به مسیرهای قابل اجرا و قابل ارزیابی تبدیل میکند.
راهبردهای متناظر با پنج هدف کلان دیگر نیز در ادامه این مجموعه گزارشها معرفی خواهد شد؛ راهبردهایی که در مجموع ۲۶ مسیر اصلی تحقق برنامه راهبردی بنیاد شهید و امور ایثارگران تا افق ۱۴۱۰ را شکل میدهند.
انتهای پیام/
نظر شما